شک ندارم از یک نگاه قرآن و مثنوی ما را دعوت می کنند که مزاج جسم و جان خود را تغییر دهیم. انسان بیمار ، مزاج او بیمار است و باید مزاج خود را اصلاح کند چه در سطح جسم و چه جان.!!
ما در رژیم غذایی باید دقت کنیم و غذای مناسب مزاج خود بخوریم هر چند در دهان ما بد مزه باشد. بعد از چند دقیقه آن طعم تلخ از بین می رود و خوش و خرم می شویم و اگر غذای خوش طعم و بد مزاج بخوریم ، چند دقیقه لذت و ساعت ها درد و بیماری و رنج خواهیم کشید.
شرط تبديل مزاج آمد بدان کز مزاج بد بود مرگ بدان
چون مزاج آدمي گلخوار شد زرد و بدرنگ و سقيم و خوار شد
چون مزاج زشت او تبديل يافت رفت زشتي از رخش، چون شمع تافت
____________________
اندر مزاج جان ما هم این قضیه صدق می کند. تکنولوژی ظاهرا به ما راحتی داده اما آیا واقعا مردم احساس راحتی می کنند؟؟؟ واقعا گریه آور است وضعیت بشر امروز که من هم اندکی از آنم.
مولانا هم از آن به عنوان "دام" راحت نام می برد که مسبب ناراحتی است. ما در دام صنعت بشری گیر افتادیم و بدجوری هم در ابن باتلاق زمین گیر شدیم. خدا خودش ما را نجات دهد.
______________________
در مزاج معنوی هم اینگونه است. بلا و دشنام و فحش دیگران کمتر ما را عذاب می دهد تا مدح و تعریف و ستایش دیگران !!! آن اندکی و موقتی است ولی دومی دائمی و بسیار است.
مر تو را دشنام و سیلی شهان
بهتر آید از ثنای گمرهان
مولانا می گوید نیمی از مرده های قبرستان بخاطر چشم زخم از دنیا رفته اند. ما داریم تلاش می کنیم دیگران از ما تعریف کنند و به به بگویند و نمی دانیم داریم گور خود را می کنیم. !!!
خدایا به ما رحم کن.
_________________________________
در نهایت مولانا توصیه می کند هر چه نفس تو می پسندد تو عکس آن را بخواه.!!
به نظر من یعنی نفس را بخواه و هر چه نفس هم نمی خواهد بخواه و حتی بیشتر.
شکست را از پیروزی بیشتر دوست داشته باش
ناراحتی را بیش از راحتی
مرگ را بیش از زندگی
گناه را بیش از ثواب
جهنم را بیش از بهشت
بیماری را بیش از سلامتی
ناکامی را بیش از کامیابی
بی آبرویی را بیشتر از آبرو
ذلت را بیش از عزت
بدنامی را بیش از خوش نامی
بلا را بیش از بی بلابودن
_______________________________
من کان یرید العزه فلله العزه جمیعا (فاطر10)
دیروز به ذهنم رسید معنای آیه این است که خدا می گوید ای آدم ها در پی عزت نباشید و خود را عزیز نبینید که همه ی عزت مال من است و شما ذلیل ابدی هستید و اگر هم عزتی دارید از من است و دزدی نکنید و آن را به خود نسبت ندهید.
فکر می کنم ما آدم ها وقتی عزیز می شویم که بمیریم یعنی محال است که زنده باشیم و عزت داشته باشیم.پس تا زنده هستیم وای برما اگر دنبال نام و نشان و عزت باشیم!!
___________
انک میت و انهم میتون
ما مرده هستیم و وای برما اگر احساس زندگی کنیم و زندگی را طلب کنیم. فقط خدا زنده است و او حی است و ما میت. پس بیاییم مرگ را دوست داشته باشیم تا فقط خدا در ما زنده باشد .
___________________________
در نهایت هم این و هم آن. یعنی تسلیم بودن و تسلیم ِ عدم تسلیم شدن.!!